شاهان انشان
پارسيان هيچ شاهد مكتوبي از تاريخ خود برجا ننهاده و تنها شكل تاريخ نويسي رسمي درباره اين دوره تبارنامه هاي است كه زبان خود شاهان نوشته شده است ، به طور مثال داريوش در كتيبه مشهور خد كه بر صخرهاي بربيستون حك شده است ،تعلق خاطر خود را به خاندان هخامنشي باخرسندي به تفضيل بيان كرده است :
من داريوش ، شاه بزرگ ، شاه شاهان ، شاه درپارسي ، شاه در سرزمينهاي پور ويشتاسپ ، نوۀ ارشامه ، هخامنشي ، چنين مي گويد: پدرم ويشتاسپ ، پدر ويشتاسپ ، ارشامه ، آريارمنه ، پدر آريارمنه ، چيش پش ،پدر چيش پش ، هخامنشي . داريوش شاه بدين سان مارا هخامنشي مي نامند . شاهان از دير باز از تبار ما بودند . داريوش شاه مي گويد : هشت تن از خاندانم در گذشته شاه بودند؛ من نهمين[هستم]. نه تن پشت انر پشت شاهيم .
چنين تبارنامه اي امكان مي دهد كه بسيار عقب ، حتي به آغاز هخامنشي بر گرديم يعني به وقتي كه پارس هنوز به پارس محدود مي شود.
ما دو كتيبه از آريارمنه وارشامه كه داريوش آنها را جد وجد بزرگ خود معرفي كرده است در اختيار داريم كه داين كتيبه ها اين متن حك شده است كه :
آريارمنه (ارشامه ) ، شاه بزرگ ،شاه شاهان ف شاه در پارس و... اين سرزمين پارس ، كه از آن من است ، داراي اسبان خوب ومرداني دلاور است ، اهورا مزدا آن را به من ارزاني داشته است ....
يكي ديگر از تبارنامه ها به صورت دقيق تري بيان شده ، استوانه مشهور كوروش است . اين متن به صورت بابلي روي يك استوانه حك شده كه درآن كوروش به « شاه انشان » ناميده شده است وتوالي خانوادگي را چنين معرفي كرده است :
(پسر كمبوجيه ، شاه بزرگ ، شاه انشان ، نبيره [خلف] چيش پش ، شاه بزرگ ، شاه انشان از تبارهي [هماره] پادشاه )
بنابر ااين ، ترتيب جانشيني در اين دودمان چنين است : چيش پش –كوروش اوّل – كمبوجيه اوّل – كوروش دوم . قلمرو پادشاهي نيز انشان است .
در تصویر حکاکی شده بر سنگ های تخت جمشید هیچکس عصبانی نیست...هیچکس سوار بر اسب نیست...هیچکس را در حال تعظیم نمی بینی...هیچ وقت برده داری در ایران مرسوم نبوده است...در بین این صدها پیکر تراشیده شده حتی یک تصویر برهنه وجود ندارد. این آداب اصیل ماست نجابت-قدرت- احترام- مهربانی- خوشرویی...