آیین میترایسم یا مهرپرستی در ایران باستان (2)
به درستی نمی شود گفت آیا میترا خدای آفریدگار بوده یا پیامبر، آنچه می توان از خویشکاری او در باور پرستندگانش دریافت این است که او میانجی یا رهایی بخشی در میان مردم بوده و در زمان نبودنش نیز دوستدارانش باید برای باز گشتش به زمین می پیوسیدند (انتظار می کشیدند). در باور غربی او پسر خورشید بود و در پایان زمان به زمین باز می گشت.خورداد و خورتات و خور از کلماتی است که به این خدا یا نبی منسوب است. خورشید در واقع از دو کلمه خور به معنی خدا و شید به معنی درخشنده و جاوید می باشد مانند جمشید در ایران با آمدن اسلام میترا جانی تازه می گیرد، ریشه های آسمانی باور به میترا و آیین پرستش او در آمیزش با اسلام زیباترین و با شکوه ترین اندیشه را پدید می آورد. این که مولوی و حافظ و هاتف و.... بی پروا از آمد و شد خود به خرابات (خورآباد یا پرستشگاه خورشید که نماد میترا است) یا از آیین های آن (سروده های حافظ گزارش انجام آیین مهرپرستی است نه اینکه انباشته ای از وازه های کنایی) سخن می گویند ویهانی (برهانی) بر این گفته است.



در تصویر حکاکی شده بر سنگ های تخت جمشید هیچکس عصبانی نیست...هیچکس سوار بر اسب نیست...هیچکس را در حال تعظیم نمی بینی...هیچ وقت برده داری در ایران مرسوم نبوده است...در بین این صدها پیکر تراشیده شده حتی یک تصویر برهنه وجود ندارد. این آداب اصیل ماست نجابت-قدرت- احترام- مهربانی- خوشرویی...