پاسارگاد آرامگاه کوروش کبیر

مهم‌ترین اثر مجموعهٔ پاسارگاد، بنای آرامگاه کوروش کبیر است که پیشتر مشهور به «مشهد مادر سلیمان» بود. در سال ۱۸۲۰ پس از پژوهش‌های باستان‌شناسی، هویت اصلی بنا به عنوان آرامگاه کوروش کبیر مشخص شده‌است و چون گوهری در میان دشت خودنمایی می‌کند. این آرامگاه حدوداً در ۵۳۰ تا ۵۴۰ قبل از میلاد از سنگ آهکی به رنگ سفید ساخته شده‌است. بنای آرامگاه میان باغ‌های سلطنتی قرار داشته و از سنگ‌های عظیم، که درازای بعضی از آن‌ها به هفت متر می‌رسد، ،ساخته شده‌است.

تخته سنگ‌های آرامگاه با بست‌های فلزی معروف به بست دم چلچله ای، به هم پیوسته بوده‌، که بعدها آن‌ها را کنده و برده‌اند و اکنون جایشان به صورت حفره‌هایی دیده می‌شود که بیشترشان را تعمیر کرده‌اند...

برای دیدن عکس های دیدنی از پاسارگاد  آرامگاه کوروش کبیر بر روی عکس کلیک کنید

عکس های دیدنی از پاسارگاد

ادامه نوشته

تخت جمشید

تخت جمشيد، که ايرانيان  پارسه و يونانيان پرسپوليس ميخواندندش، نه يک پايتخت سياسی بلکه کانون ملی و نماد يکپارچگی شاهنشاهی نوپای هخامنشی بود. آنچه بنيانگذار تخت جمشيد، داريوش بزرگ در نظر داشت، دولتی بود که در سايه اقتدار آن اقوام گوناگون با خصوصيات فرهنگی و سنتهای خاص خود و با حفظ زبان و مذهب و آئينهای خود  به آرامش در کنار يکديگر زندگی توانستند کرد.
 عکس های سه بعدی وباز سازی شده از تخت جمشید

  برای دیدن عکس های سه بعدی وباز سازی شده از تخت جمشید برروی عکس کلیک کنید

ادامه نوشته

متن روی سنگ قبر  کوروش کبیر

 کوروش قبل از مرگش با هوشیاری و ذکاوت خاصی وصیت به دفن خود و مادرش ماندانا در مکانی دست نیافتنی می نماید.اسکندر مقدونی پس از غارتهای فراوان و تخریب مکانهای ایرانیان به قبر کوروش میرسد و در صدد اهانت به مدفن او برمی آید که در نهایت تعجب به کتیبه ای داخل معبد میرسد که کوروش خطاب کرده: اینجا ملک فرمانروائی من است


متن کامل درزیر:

...اینجا ملک دلیران است و این ملک هیچ خائن و غارتگری را نمی پذیرد...و مطالبی که حاکی از سلطه مستحکم کوروش و ایرانیان بر سرزمین پارس دارد.و اسکندر ناموفق منصرف میشود.بعدها اعراب روی آن کتیبه خطوط عربی و آیه های قرآن حکاکی میکنند که هنوز هم برجاست.دلیل سلامتی نسبی مقبره کوروش نیز بدان جهت است که با حمله عربها به منطقه پارسه و پاسارگاد ساکنین بازمانده آنجا قبر کوروش را مقبره مادر حضرت سلیمان (ع) ذکر نموده تا متجاوزین از تخریب مکان منصرف شوند.


متن روی سنگ قبر


من کوروش هستم ، شاه هخامنشي

اي مردي که هر که هستي و از هر کجا مي آيي

زيرا ميدانم که خواهي آمد

من کوروش هستم که به ايرانيان شاهنشاهي بخشيد .با من مشاجره مکن يگانه چيزي که هنوز براي من باقي مانده است
يک مشت خاک ايران است که پيکر مرا پوشانده

کاری که اسکندر نتوانست انجام دهد واعراب وحشی نتوانستند انجام دهند درعوض نوادگان ان اعراب در قرن حاضر موفق به اجرای ان شدند................ 

آرامگاه كوروش بزرگ و شرح ظاهر و جملاتی كه بر آن نوشته بوده است به روایت چندین راوی

مورخاني كه آرامگاه را ديده اند و آن را توصيف كرده اند چندين نفر هستند كه برخي از آنان خود آرامگاه را ديده اند و برخي ديگر وصف آن را از ديگران شنيده اند.((استرابو))جغرافيادان معروف دنياي قديم از قول ((اريستوبول)) كه خود اين آرامگاه را ديده است مي نويسد كه سنگي بر آرامگاه بود كه بر روي آن اين سخن نوشته شده بود:

(( اي رهگذر!من كوروش هستم.من امپراتوري جهان را به پارسيان دادم.من بر آسيا فرمانروايي كردم.بر اين گور رشك مبر))

مورخ ديگر يوناني ((اونه سيكريت)) آورده است كه بر گور او به زبان يونانی و پارسی نوشته شده بود:

((در اينجا من آرميده ام.من،كوروش،شاه شاهان)).

آرامگاه كوروش بزرگ بازسازي از مارسل ديولافوا

ادامه نوشته

گزيده اي از اندرز كوروش در بستر مرگ به روايت گزنفون و كتزياس

وصيتی ديگر به روايت كتزياس

اما وصيت ديگري از كوروش در بستر مرگ را كتزياس ذكر كرده است، به اين صورت:كوروش در بستر مرگ پسر بزرگش را به تخت نشاند و پسر كوچكش را به فرمانروايي با كتريان گماشت و سفارش كرد كه در همه كارها به ميل مادرشان رفتار كنند،سپس به آنها گفت كه دست همديگر را بفشارند و سوگند ياد كنند كه با همديگر مهربان باشند و اگر مهربان نباشند نفرين بر آنها باد......

گزيده اي از اندرز كوروش به روايت گزنفون

فرزندان من،دوستان من!من اكنون به پايان زندگي نزديك گشته ام.من آن را با نشانه هاي آشكار دريافته ام و وقتي در گذشتم مرا خوشبخت بپنداريد و كام من اينست كه اين احساس در اعمال و رفتار شما مشهود باشد،زيرا من به هنگام كودكي ،جواني و پيري بختيار بوده ام.هميشه نيروي من افزون گشته است،آنچنانكه هم امروز نيز احساس نمي كنم كه از هنگام جواني ضعيف ترم.من دوستان را به خاطر نيكوئي هاي خود خوشبخت و دشمنانم را مطيع خويش ديده ام.زادگاه من قطعه كوچكي از آسيا بود.من آن را اكنون مفتخر و بلند پايه باز مي گذارم.در اين هنگام كه به دنياي ديگر مي گذرم،شما و ميهنم را خوشبخت مي بينم و از اينرو ميل دارم كه آيندگان مرا مردي خوشبخت بدانند.

ادامه نوشته

فوت کوروش (2) به روایت  هرودوت ، ژوستن ، كتزياس وگزنفون

درباره مرگ كوروش روايات گوناگوني وجود داشته است.اما در يك تقسيم بندي كلي اين روايتها دو گونه فرجام براي كوروش بازگو مي كنند:مرگ طبيعي و كشته شدن در ميدان نبرد.هرودوت مورخ مشهور يوناني خود به اين موضوع اشاره كرده و مي گويد در مورد مرگ كوروش روايتهاي گوناگوني وجود دارد كه خود يكي را از ميان آنها برگزيده است
ادامه نوشته

فوت کوروش کبیر (1)

مرگ کوروش نيز چون تولدش ظاهرا به تاريخ تعلق ندارد. هيچ روايت قابل اعتمادي که از چگونگي مرگ کوروش سخن گفته باشد در دست نداريم و ليکن از شواهد چنين پيداست که کوروش در اواخر عمر براي آرام کردن نواحي شرقي کشور که در جريان فتوحاتي که او در مغرب زمين داشت ناآرام شده بودند و هدف تهاجم همسايگان شرقي قرار گرفته بودند به آن مناطق رفته است و شش سال در شرق جنگيده است. بسياري از مورخين ، علت مرگ کوروش را کشته شدنش در جنگي که با قبيله ی ماساژتها ( يا به قولی سکاها ) کرده است دانسته اند. ابراهيم باستاني پاريزي در مقدمه اي که بر ترجمه ي کتاب « ذوالقرنين يا کوروش کبير » نوشته است ، آنچه بر پيکر کوروش پس از مرگ مي گذرد را اينچنين شرح مي دهد :
ادامه نوشته

کتاب داستان های ایران باستان از دکتر احسان یار شاطر

در مقدمه‏ی کتاب می‏خوانیم: «داستان‏هایی که در این کتاب گرد آمده، داستان‏های کهن ایران باستان است که از روزگار قدیم به یادگار مانده و عموماً از زبان‏های باستانی ایران گرفته شده است. گذشته از «شاهنامه‏ی فردوسی»، «اوستا» و آثار زبان پهلوی در این کتاب از منابع دیگری مانند کتیبه‏های شاهان هخامنشی و آثار سُغدی و قطعات پارتی و آثار مورخان اسلامی و «تاریخ هرودوت» استفاده شده است. هرچند این کتاب «داستان‏های ایران باستان» نامیده شده، اما هیچ افسانه‏ای از حقیقت خالی نیست. در روزگار قدیم، مردم، بسیاری از تجارب و اندیشه‏های خود را به زبان افسانه بیان می‏کردند. مطالب این کتاب همه مستقیماً از زبان‏های اصلی گرفته شده‏اند. نگارنده در نقل و ترجمه‏ی داستان‏ها کوشیده چندان که ممکن است از متن اصلی پیروی کنند تا عبارات فارسی، نمودار شیوه‏ای باشد که در اصل این داستان‏ها به کار رفته و خواننده بتواند تصوری از چگونگی بیان این داستان‏ها در زبان‏های باستانی حاصل کند.»

این کتاب 12 فصل دارد که به‏ترتیب عبارتند از: آرش کمانگیر، هرمزد و اهریمن، داستان جمشید، فرشته‏ی باران و دیو خشکی، فره‏ی ایزدی، تولد زرتشت، داستان آفرینش، جنگ رستم با دیوان، زریر و ارجاسب، داریوش بزرگ و گوماتا و سرگذشت اردشیر پاپکان. در میان صفحات کتاب، عکس‏های گوناگون مانند «کتیبه‏ی داریوش بزرگ»، «کاخ آپادانا» و «سرستون‏های تالار شورا» نیز گنجانده شده است. داستان‏های متنوع این کتاب در میان اهل ادب، بسیار شهرت دارد و شامل عناصر طبیعی، استوره‏ای و تاریخی‏اند.

مطالعه‎ی این کتاب، به نصب هیچ‎گونه نرم‎افزار و یا ثبت‎نام و عضویت و … نیازی ندارد. برای مطالعه‎ی آن به  بر روی تصویر کتاب کلیک کنید. با تب‎هایی که در گوشه‎های بالا و سمت راست صفحه قرار دارد، می‎توانيد کتاب را ورق بزنيد و به صفحه‎ی قبل يا بعد برويد. با ذره‎بين‎ها می‎توانيد صفحه‎ها را به اندازه‎ی دلخواه، بزرگ‎نمايی يا كوچك‎‎نمايی كنيد. صبر كنيد تا هر صفحه‎ی كتاب كامل بارگذاری شود و سپس به صفحه‎ی بعدی برويد، در غير اين صورت، ترتيب ورق زدن صفحه‎ها به هم می‎خورد.

برای خواندن کتاب کلیک کنید

بازیهای ورزشی تیس کوپان 291 سال پیش از المپیک در ایران

ونتاش گال پادشاه سرزمین ایلام ( نام قدیم سرزمین ایران ) در 1265 سال پیش از میلاد ، دو فرزند داشت به نامهای تیس و کوپان این دختر و پسر که دو قلو بودند همواره بر سر تواناییهای خویش جنگ و ستیز داشتند .
پدر یک دوره مسابقات ورزشی بین این دو برگزار نمود . پس از آن مسابقه پادشاه اونتاش گال بر آن شد این کار را به شکل بسیار گسترده تری انجام دهد و از این رو در همان محل که امروزه به نام تیس کوپان ( در نزدیکی بندر چابهار ) شهرت دارد مسابقات جهانی تیس کوپان را هر ساله برگزار می نمود یعنی 291 سال پیش از مسابقات المپیک در یونان .
نکته مهم این است که این مسابقات ۷۱۵ سال یعنی تا پایان دودمان مادها در ایران ادامه یافت .

ادامه نوشته

تخت جمشيد را چه كسي آفريد؟

تخت جمشيد يا پرسپوليس، دومين اثر ايران در ميراث جهاني است كه هر ساله ميزبان ميليون‌ها گردشگر از گوشه‌وكنار جهان است، اما آيا مي‌دانيد چه كسي اين كاخ باشكوه را ساخته است.

تَختِ جَمشید یا پارسه نام یکی از شهرهای باستانی ایران است که سالیان سال پایتخت تشریفاتی امپراتوری ایران در زمان دودمان هخامنشیان بوده‌است. باور تاریخدانان بر این است که اسکندر مقدونی سردار یونانی در ۳۳۰ پیش از میلاد، به ایران حمله کرد و تخت جمشید را به آتش کشید  و احتمالا بخش عظیمی از کتابها، فرهنگ و هنر هخامنشی را با اینکار نابود نمود. با این‌حال ویرانه‌های این مکان هنوز هم در مرودشت در نزدیکی شیراز مرکز استان فارس برپا است و باستان شناسان از ویرانه‌های آن نشانه‌های آتش و هجوم را بر آن تایید می‌کنند.

این مکان از سال ۱۹۷۹ یکی از آثار ثبت شدهٔ ایران در میراث جهانی یونسکو است.

ادامه نوشته

قصه سرو کاشمر

قصه سرو کاشمر یا کشمر را غالباً شنیده اید سروی که روایت بود پیامبر بزرگ ایران، اشو زرتشت آن را با دست خود از بهشت آورده و در زمین کاشمر کاشته است و حکیم فردوسی در مورد آن میفرماید:

یکی شاخ سرو آورید از بهشت    بدروازه شهر کشمر بکشت

در کتاب دانشنامه مزدیسنا نوشته انوشه روان دکتر موبد جهانگیر اشیدری آمده:گویند اشو زرتشت،دو درخت سرو به طالع سعد در دو محل به دست خود کاشت، یکی در دهکده کشمر(کاشمر) و دیگری در دهکده فریومد از روستاهای توس(طوس) خراسان.به مرور این درخت بلند و ستبر و پرشاخ شده و دیدن آن موجب شگفتی بینندگان میشد.چون وصف این سروها در مجلس متوکل عباسی،خلیفه عهد،بیان شد، او که مشغول به عمارت در جعفریه سرمن رای ،مشهور به سامره بود به خاطرش افتاد که آن سرو را قطع کرده،به بغداد بیاورند.

ادامه نوشته

آموزش وپرورش در زمان هخامنشیان(خودتان مقایسه کنید با آموزش وپرورش حال کشور)

ز آموزش و پرورش كودكان در عصر هخامنشي نكات اندكي دانسته است. در دو سند ايلامي به دست آمده از تخت جمشيد، پيش‌نويسي شده در بيست و سومين سال پادشاهي داريوش يكم (499 پ.م.)، از «پسراني پارسي [كه] رونويسي كننده‌ي متون‌اند» ياد شده است؛ متن‌هاي مورد بحث، گزارش‌هاي ثبت شده‌ي تحويل گندم به 29 نفر و تحويل شراب به 16 نفر هستند. ممكن است كه اين پسران، خط ميخي پارسي را، كه احتمالاً تنها براي چند دبير دانسته بود، فرا مي‌گرفتند؛ چرا كه اين خط بيش‌تر براي نگارش سنگ‌نبشته‌هاي حاكي از پيروزي و توفيق شاهانه مورد استفاده بود. حتا بزرگان و كارمندان بلندپايه‌ي پارسي، نانويسا بودند، و بدين سبب از دبيران بيگانه (به ويژه نويسنده به زبان آرامي) در بايگاني دولتي استفاده مي‌شد
ادامه نوشته

ظهور کوروش کبیر ازدیدگاه دین یهود

در سال 586 ق م بخت النصر پادشاه اشوری بابل اورشلیم ( اورخالم ) را گرفت ومعبد حضرت سلیمان را ویران کرد کشتار بسیار کرد و مظالم بر قوم یهود روا داشت پس از ان هزاران هزار نفر از قوم یهود را اسیر کرده واز وطنشان به بابل کوچ داد . انها سالها در بابل در عین اسارت برای حفظ مذهب و معتقدات خود کوشیداند کمال مطلوب انها ازادی از دست حکومت ستمگر اشور ( نیاکان اعراب ) و بازگشت به وطن خود و تجدید بنای ان سرزمین ویران شده بود در رویای ساخت حکومتی که دیگر دچار سستی وانقراض نشود روز به شب و شب به روز میرساندن اشعیا نبی میفرماید: یهودا بدست اشوری ها خراب خواهد شد و بعد اشور هم از جهت ظلم و کبر پادشاهانش منقرض خواهد شد.
ادامه نوشته

خدا از دید گاه دین زرتشت

درباره خدا در کیش زرتشتی سخن بسیار گفته شده و میشود گروهی معلوم الحال از راه گژاندیشی و نادانی می گویند ایرانیان باستان که منظور زرتشتیان است آتش پرست بودند و اتش را خدا میدانستند.گروهی نیز مدعی میشوند که ایرانیان به دو خدا باور داشتند یکی اهورامزدا خدای نیکی و دیگری اهریمن خدای بدی.
ادامه نوشته

نماد فروهر در تاریخ تمدن ایران باستان

نياكان ما از چند هزار سال پيش دريافته بودند كه هر انسان زنده از تن، جان، روان، وجدان و فروهر (Fravahr) سرشته شده كه پويندگي و بالندگي انسان از كوشش و جوشش آن‌هاست.

فروهر از دو واژه‌ي “فره” به معني جلو، پيش و “وهر” يا ورتي به معني برنده و كشنده درست شده است و شايد بتوان گفت از نظر زندگي، فروهر بزرگترين و باارزش‌ترين جزء وجود انسان است ، چون پرتوي از هستي بي‌پايان اهورامزداست كه انسان را به‌سوي رسايي رهنما مي‌شود و وظيفه‌ي پيش‌بري و فرابري، براي انسان به برترين پايه‌ي هستي را داراست. و پس از مرگ با همان پاكي و درستي به اصل خود (اهورامزدا) مي‌پيوندد.

امروزه نگاره‌ي زير بين زرتشتيان نمايانگر شكل فروهر است و به‌عنوان نشانواره‌ي دين زرتشتي به‌كار مي‌رود. اين نگاره، گذشته‌ي چندين هزارساله داشته و شبيه آن در جاهاي ديگر و نزد قوم‌هاي ديگري ديده شده است ولي شكل كنوني آن در كتيبه‌هاي هخامنشي بالاي سر پادشاهان ديده مي‌شود. هر پاره‌اي از نگاره‌ي فروهر يادآور اهميت و مسوليت فروهر در زندگي است:

ادامه نوشته

اهورا مزدا , خدای زرتشت

نه قومی برگزيده دارد و نه با زبان ويژه ای برای کسانی وحی می فرستد و نه گروهی از آفريدگان خويش را مامور کشتار گروهی ديگر می کند و نه خودش شبانه چند هزار نفر از بندگانش (فرزندان مصريان) را از میان می برد و نه بابت لغزشهائی که خودش برای اين بندگان خواسته است آنها را بسوی آتش و مار و عقرب به جهانی ديگر روانه می کند.
او دستگاه بيکران آفرينش را برای زمين ما که ذره ای ناچيز در اين دستگاه است نيافريده، بلکه او جوهر راستی و سرآغاز راستی است. او به هستی آورنده خرد و آغاز و پايان نظامی است بنام « اشا» که ميلياردها کهکشان را با ميلياردها خورشيد آنها را از ميلياردها سال پيش با خرد بيکران خود در گردش دارد. است.
ادامه نوشته

نمایه های شش امشاسپندان و سپنتا مینو

واژه سپندارمزد ( Sepandarmazd)  در اوستا سپنته آرمئیتی آمده است و به چم ( معنی ) فروتنی و بردباری که خاص مادران ایران زمین است ، به کار رفته و نام ماه اسفند است .

سپنتا مینو

امرداد

اسفند

اردیبهشت

اردیبهشت

خورداد

خورداد

شهریور

شهریور

بهمن

بهمن

شورش یاکتوئس

پس از عزيمت كوروش ليديها كه دريافتند شاه درگير جنگهاي ديگر شده است  سر به شورش برداشتند  .اين شورش به سركردگي ياكتوئس ليدياي  برپا شد . كوروش مأموريت خراجگيري را به اين فر دسپرده بود

پس از عزيمت كوروش ليديها كه دريافتند شاه درگير جنگهاي ديگر شده است  سر به شورش برداشتند  .اين شورش به سركردگي ياكتوئس ليدياي  برپا شد . كوروش مأموريت خراجگيري را به اين فر دسپرده بود .ياكتوئس بر اثر ثروتي كه با جمع آوري  خراجها به چنگ آورده بود  ليدياييها  زژرا بر ضد كوروش  برانگيخت ونيروهاي را اجير كرد .كوروش كه خبر اين شورش در اكباتان رسيد ه بود  «مازاراس  ماد » را به سراغ ياكتوئس فرستاد  وبخشي از سپاه خود رادراختيار  او قرار داد و فرمان داد تمام كساني كه با   ليدياييها به سارديس حمله ور شده  بودند اسير كند وياكتوئس را به هر قيمتي زنده به نزد او بياورند. ياكتوئس  ترجيح داد كه سارديس را ترك كند وبه يكي از دولتشهرهاي يوناني آيوليا به نام (كومه) پناه ببرد .كومه اي ها كه از طرف مازاراس  براي تحويل دادن ياكتوئس تحت فشار بودند  از    براخيد « هاتف پرستشگاه » نظر خواهي كردند  هاتف به اهالي كومه پاسخ داد كه تسليم  فرمان پارسيان شوند . كومه اي ها براي پرهيز از انتقام  مازاراس  ، ياكتوئس را به خيوس  راندند  واهلي خيوس ياكتوئس را در دريافت  مستعمره اي در آتادنيا به پارسيان تحويل دادند.

فتح بابل توسط کوروش کبیر

هنگام غيبت نبونيدوس(كه تا سال هفتم  سلطنت خود در عربستان بود) جشن سال نو بابلي (اليتو ) ديگر با تمام شكوه وجلال مرسوم برگذار نمي شد و  پيكر خدايان  را از شهر بيرون كرده وكيش  ديگري كه شايسته شأن نبود به بابليها تحميل شده بود  ومردم بابل در عذاب بودند. هرودوت : [نبونيدوس بايوغي بيرحمانه  همه را خرد كرد]

قلعه بابل

ادامه نوشته

شكست  كرسوس وفتح شهر سارديس :

پس فتح اكباتان توسط كوروش   ، به گفته هرودوت « درهم شكستن امپراطوري ماد ها  وبالا گرفتن پارسيان » بود كه كروسوس (شاه سارديس و برادر زن  ايشتو ويگو ) به بهانه گرفتن انتقام شوهر خواهر خود  از سمت شرق به كوروش لشگر كشي كرد .ولي به گفته هرودوت (  كروسوس خواهان بسط قلمروي خود ، اشتوويگو  ، از كوروش به اين لشگر كشي دست زد ، او به اميد  سرنگون كردن  كوروش وقدرتهاي پارسي مهياي   لشگر كشي به كاپادوكيا  شد )

 

كوروش كبير درحال لشكر كشي به شهر سارديس

ادامه نوشته

شاهان انشان

پارسيان  هيچ شاهد مكتوبي از تاريخ خود برجا ننهاده  و تنها شكل تاريخ نويسي رسمي درباره اين دوره تبارنامه هاي  است كه زبان خود شاهان نوشته شده است  ، به طور مثال داريوش در كتيبه مشهور خد كه بر صخرهاي بربيستون حك شده  است ،تعلق خاطر خود را به خاندان هخامنشي باخرسندي به تفضيل بيان  كرده است :

ادامه نوشته

جامعه پارسي  پيش از فتوحات :

تا پيش از حمله  كوروش به مادها درپايان دهه 550 ماچيزي يا تقريباً چيزي درباره  «پادشاهي انشان » نمي دانيم .بنا به روايت هرودوت  از شورش كوروش برعليه مادها شاه جوان قوم خود راجمع آورد هرودوت  سازماندهي  قوم پارس را به صورت زير توصيف كرده است   :

 تا پيش از حمله  كوروش به مادها درپايان دهه 550 ماچيزي يا تقريباً چيزي درباره  «پادشاهي انشان » نمي دانيم .

بنا به روايت هرودوت  از شورش كوروش برعليه مادها شاه جوان قوم خود راجمع آورد هرودوت  سازمانشششدهي  قوم پارس را به صورت زير توصيف كرده است   :

ادامه نوشته

بنيانگذاري  حكومت  هخامنشي  توسط كوروش :

پس بزرگ شدن كوروش،  تصميم گرفت كه به كمك مردم پارس  كه ازبي رحمي ايشتوويگو به تنگ آمده بودند  سرزمين پارسيان را از دست  مادها نجات دهند .هرودوت  در كتاب  خود « افسانه بنيانگذار»‌به تفضيل شرح  داده ، خيانت عده اي ازبزرگان  ماد  به ايشتوويگو تأكيد باعث شكست وي  شده است.

 

هرودوت  در كتاب  خود « افسانه بنيانگذار»‌به تفضيل شرح  داده ، خيانت عده اي ازبزرگان  ماد  به ايشتوويگو تأكيد باعث شكست وي  شده است.

ادامه نوشته

کوروش کبیر

کوروش بزرگ (به پارسی باستان: ‎KU‎‎U‎‎RA‎‎U‎‎SHA‎) همچنین معروف به کوروش دوم، نخستین پادشاه و بنیان‌گذار دودمان هخامنشی است. شاه پارسی، به‌خاطر بخشندگی‌، بنیان گذاشتن حقوق بشر، پایه‌گذاری نخستین امپراتوری چند ملیتی و بزرگ جهان، آزاد کردن برده‌ها و بندیان، احترام به دین‌ها و کیش‌های گوناگون، گسترش تمدن و غیره شناخته شده‌است.

ایرانیان کوروش را پدرو یونانیان او را سرور و قانونگذار می‌نامیدند. یهودیان این پادشاه را به منزله مسح‌شده توسط پروردگار بشمار می‌آوردند، ضمن آنکه بابلیان او را مورد تأیید مردوک می‌دانستند.

دوران                  ۵۵۹ ق.م-۵۲۹ ق.م.[۱] (۳۰ سال)

تاجگذاری            انشان، پارس

 زادروز                ۶۰۰   یا ۵۷۶ ق.م.

زادگاه                  انشان، پارس

مرگ                   ۵۳۰ یا ۵۲۹ ق.م.

 محل درگذشت     سیردریا

 آرامگاه               پاسارگاد

پیش از              کمبوجیه دوم

 پس از              کمبوجیه یکم

 همسر            کاساندان

 دودمان           هخامنشیان

 پدر                کمبوجیه یکم

مادر                ماندانا

فرزندان        کمبوجیه دوم بردیا آرتیستون مروئ



تولد بنیانگذار امپراطوری هخامنشیان (کوروش کبیر )

كوروش  به گفته  هرودوت شاهي است كه از ازدواج مردي پارسيبه نام كمبوجيه ومندانه دختر پادشاه ماد  زاده  شد.پادشاه ماد «‌‌ ايشتوويگو» براثر تعبير خوابي( كه سرنوشت عجيبي براي كودكي از دخترش زاده خواهد )  پيش بيني  كرده بود ، ترجيح داد كه براي دامادي ، كمبوجيه  را برگزيند كه « از خاندان والانسب وخوشرفتار » بود .

ادامه نوشته