ماجرای شنیدنی از دیوار کج کاخ کسرا
وقتی کارگزاران انوشیروان ساسانی در حال بنا کردن کاخ کسرا بودند به او اطلاع دادند که برای پیشبرد کار ناچارند برخی از خانه هایی که در نقشه بارگاه ساسانی قرار گرفته اند را نیز به قیمتی مناسب خریداری و سپس ویران کنند تا دیوار کاخ از آنجا بگذرد. اما در این میان پیرزنی هست که در خانه ای گلی و محقر زندگی می کند و علیرغم آنکه حاضر شده ایم منزلش را به صد برابر قیمت واقعی اش از او خریداری کنیم باز راضی نمی شود. چه باید کرد؟ انوشیروان گفت :
"از من نپرسید که چه باید کرد. خودتان بروید و بنا به رسم عدالت و روح جوانمردی که همهء ما ایرانیان داریم با او رفتار کنید".
کسانی که از ویرانه های کاخ کسرا (ایوان مداین) بر لب دجلهء عراق دیدن کرده اند حتما دیوار اصلی کاخ را هم دیده اند که در نقطه ای خاص به شکل عجیبی کج شده و پس از طی کردن مسیری اندک، باز در خطی راست به جلو رفته است.
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم اسفند ۱۳۹۰ ساعت توسط آخرین سردار
|
در تصویر حکاکی شده بر سنگ های تخت جمشید هیچکس عصبانی نیست...هیچکس سوار بر اسب نیست...هیچکس را در حال تعظیم نمی بینی...هیچ وقت برده داری در ایران مرسوم نبوده است...در بین این صدها پیکر تراشیده شده حتی یک تصویر برهنه وجود ندارد. این آداب اصیل ماست نجابت-قدرت- احترام- مهربانی- خوشرویی...