چوگان ورزش باستانی ایرانیان

رد پای چوگان را می توان در جای جای تاریخ کهن ایران زمین دید و گواه این ادعا در نزد شاعران و آثار تاریخی ایران زمین است. چوگان بازی از قرن دهم تا دوازدهم احتیاجی به ذکر ادبیات شعرای این قرون ندارد و آثار تاریخی ای که بر این ادعا مهر تأیید می گذارد «تنگ چوگان» نزدیکی شهرستان کازرون است که از قدیمی ترین میادین چوگان ایران به شمار می رود ولی قدیمی ترین آن میدان چوگان «نقش جهان» در شهر اصفهان است که دروازه های سنگی آن در شمال و جنوب میدان نقش جهان خود نمایی می کنند و ابعاد آن سرمشق همه محوطه های چوگان در سراسر جهان شده است و به عنوان بزرگترین میدان چوگان ایران در زمان صفویه دارای شهرت جهانی است که قدمت آن به 900 سال می رسد . قدیمی ترین اثر از چوگان را می توان در كتاب «كارنامه اردشیر بابكان» كه به زبان پهلوی و در قرن دوم و سوم میلادی نوشته شده است، یافت. چوگان بازی از دوره ساسانی تا اکنون در متون فارسی مطرح بوده است، اما در میان منابع فارسی، قابوس نامه عنصرالمعالی (قرن 5 هجری) و آداب الحرب و الشجاعه اثر فخر مدبر (قرن 7 هجری) بیشتر از همه در خور توجه هستند. قابوس نامه 44 باب دارد که «عنصرالمعالی» باب نوزدهم قابوس نامه را باب «چوگان زدن» نام نهاده است. «فخر مدبر» مستقیماً به بازی چوگان اشاره نکرده است اما برای اسب چوگان مسیری ترسیم کرده است متشکل از مثلث های بدون قاعده به هم پیوسته. اسب باید به تاخت این مسیر را طی کند و بر فراز ساق مثلث، چون به زاویه می رسد روی دو پا بچرخد و از ساق دیگر مثلث فرود آید. در حالی که در حدود هزار سال ادبیات فارسی از توصیف بازی چوگان خودداری کرده است و تمام منابع فارسی تکنیک ها و شیوه انجام بازی و وسایل و لباس و شرایط بازیکنان را به روشنی بازگو نکرده اند برای نمونه در شاهنامه شمار بازیکنان چوگان چهارده تن گفته شده در حالی که قابوس نامه شمار بازیکنان را هشت تن عنوان کرده است، در قرن دهم و یازدهم هجری «شاردن» و نقاشان ایرانی شکل گوی و چوگان و لباس سواران و اندازه میدان را مشخص کردند.
نظامی در «شرف نامه» داستانی را به نظم کشیده است که درآن زمانی که اسکندر آهنگ یورش به ایران را می کند، داریوش سوم گوی و چوگانی برای او می فرستد و به خوارداشت او می پردازد. در تاریخ بلعمی نیز به گونه ای به این پُرسمان پرداخته شده است و پیغام داریوش سوم به اسکندر چنین آمده:
«تو کودکی, اینک چوگان و گوی فرستادم, بازی کن و ز ملک دست بازدار...» (تاریخ بلعمی, ص 695)
«هرودوت» نویسنده یونانی در مورد تعلیم و تربیت ایرانیان دوه باستان به این نکته اشاره می کند که در رأس برنامه های آموزشی ایرانیان به فرزندان خود اسب سواری، تیراندازی و راستگویی قرار داشته است و بازی چوگان مانند شکار کردن جزو تعلیمات فنی جنگی برای کسب آمادگی جسمانی و تقویت بنیه نظامی جنگجویان به کار گرفته می شد، در ضمن شروع بازی های رسمی با تشریفات خاص و ساز مخصوص به خود بوده است (4). «گزنفون» در مطالعات خود به ورزش های متداول در ایران باستان همچون چوگان بازی، کشتی گیری، اسب سواری، پیاده روی، دو، تیراندازی پیاده و سواره، زوبین افکنی، شمشیر بازی، پرش و شنا اشاره می کند و در مورد اسب و اسب سواری خاطر نشان می سازد که فراگرفتن فنون اسب سواری جزئی از قوانین کشوری و لازمه بوده است.
این ورزش نشاط انگیز و پر جاذبه در طول تاریخ خود چنان در ایران متداول و مرسوم بوده است و مردم به بازی و تماشایش علاقمندی داشته اند که تأثیر تماشای آن از اشعار رودکی گرفته تا اشعار دوران صفویه و زندیه مشهود و نمایان است، در شاهنامه فردوسی به طور مکرر از گوی و چوگان از دوران کیانیان تا ساسانیان سخن به میان آمده است که در هیچ یک از تمدن های جهان چنین آثاری یافت نمی شود. خسرو پرویز شاهنشاه هخامنشی روزهای هر ماه را به چهار بخش قسم نموده بود تا هم به کارهای لشکری و کشوری و هم به اوقات فراغت و تفریح و سرگرمی بپردازد. وی نخستین بخش از روزهای هر ماه را به چوگان بازی و تیراندازی اختصاص داده بود حتی برای این کار نیز از متخصصان و استادان نامدار بهره می جست
در تصویر حکاکی شده بر سنگ های تخت جمشید هیچکس عصبانی نیست...هیچکس سوار بر اسب نیست...هیچکس را در حال تعظیم نمی بینی...هیچ وقت برده داری در ایران مرسوم نبوده است...در بین این صدها پیکر تراشیده شده حتی یک تصویر برهنه وجود ندارد. این آداب اصیل ماست نجابت-قدرت- احترام- مهربانی- خوشرویی...